• 1404/09/25 - 07:37
یادداشت تحلیلی:

جنگ بی‌دود و تفنگ؛ وقتی هدف، قلب‌ها و ذهن‌هاست

عصر جدید با ابزارهای نوین، میدان نبرد را از خاک به ذهن بشر منتقل کرده است. استعمار نوین که می‌توان آن را «اشغالگری نرم» نامید، نه با توپ و تانک، که با پیام‌های ظریف رسانه‌ای، محتوای آموزشی هدفمند و فشارهای روانی-اقتصادی به دنبال تغییر هویت و بیگانه‌سازی نسل‌ها از ریشه‌های خود است. این یادداشت به تحلیل این تهدید نامحسوس و راه‌های مقابله با آن می‌پردازد.

به گزارش روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان؛ در نبرد سنتی، نشانه‌ی پیروزی، برافراشتن پرچم بر بلندای دژ دشمن بود. اما در جنگ نامتقارن قرن بیست‌ویکم، نشان پیروزی چیز دیگری است: «تغییر نگرش». پروژه‌ای گسترده و پیچیده در جریان است که می‌توان آن را «مهندسی هویت جهانی» نامید. هدف این پروژه نه تسخیر جغرافیا، که «تسخیر فرهنگ» است. مکانیسم آن، القای این حس به ملت‌هاست که ارزش‌ها، باورها و سنت‌های بومی آن‌ها «کهنه»، «عقب‌مانده» یا «محدودکننده» است و تنها راه پیشرفت، پیروی بی‌چون و چرا از الگوهای طراحی شده در غرب است.سه محور حمله به هویت جمعی این تهاجم نامحسوس، معمولاً از سه جبهه‌ی به هم پیوسته پیشروی می‌کند: 1. جبهه‌ی رسانه و سرگرمی: شبکه‌های جهانی، سینما و پلتفرم‌های دیجیتال، به‌صورت پیوسته در حال ترویج سبک زندگی مبتنی بر فردگرایی افراطی، مصرف‌گرایی و نسبی‌گرایی اخلاقی هستند. این جریان، ضمن کمرنگ کردن ارزش‌های جمعی و دینی، حس «جهان‌وطنیِ» توخالی را جایگزین تعلق خاطر به وطن و تاریخ می‌کند. 2. جبهه‌ی آموزش و تاریخ‌نگاری: کنترل یا تأثیرگذاری بر نظام‌های آموزشی و مراکز تولید علم، ابزار قدرتمندی برای «بازنویسی تاریخ» است. در این روایت تحریف‌شده، قهرمانان ملی به حاشیه رانده می‌شوند، مقاومت‌های تاریخی کم‌اهمیت جلوه داده می‌شوند و در نهایت، حس حقارت تاریخی و نیاز به «هدایت بیگانه» در نسل جوان نهادینه می‌شود. 3. جبهه‌ی فشار و تطمیع: تحریم‌های اقتصادی، عملیات روانی و حتی تهدیدهای امنیتی، مکمل این پروژه هستند. این فشارها جامعه را مستأصل می‌کنند تا برای رهایی از مشکلات، پذیرای الگوهای تحمیلی شوند. پیام پنهان این است: «راه نجات، در گرو کنار گذاشتن هویت خود و پذیرش معیارهای ماست.»مقاومت و الگوی ایران: نگهبانی از حافظه‌ی جمعی با این حال، تاریخ نشان داده است هویت‌های ریشه‌دار قابل محو شدن نیستند. تجربه‌ی جمهوری اسلامی ایران، نمونه‌ای درخشان از مقاومت در برابر این پروژه است. ایران با تکیه بر تمدن چندهزارساله و انقلاب اسلامی، ثابت کرده که کلید مصونیت، «بازگشت به خویشتن» است. این الگو بر چند اصل استوار است: آموزش هویت‌محور: پرورش نسل‌هایی که به تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های دینی خود افتخار می‌کنند.رسانه‌های خودبنیاد: تولید محتوای جذاب و قدرتمند که روایت‌گر حقیقت بومی باشد و در مقابل سیل محتوای بیگانه بایستد. اقتصاد مقاومتی: کاهش وابستگی‌های اقتصادی به مثابه شرط لازم برای حفظ استقلال فرهنگی و سیاسی. هویت، سنگر نهایی دفاع در جهان امروز، «حفظ هویت» به مهم‌ترین سنگر دفاعی هر ملت تبدیل شده است. این یک سرمایه‌ی معنوی غیرقابل معامله است که فروش آن، به معنای فروش حاکمیت و آینده است. ملت‌هایی مانند ایران که هوشیارانه از این سنگر حراست کرده‌اند، نه تنها پروژه‌ی تغییر هویت دشمن را بی‌اثر ساخته‌اند، که خود به الهام‌بخش دیگر ملت‌های مستقل در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تبدیل شده‌اند. درس روشن است: آینده از آن ملت‌هایی است که گذشته‌ی خویش را فراموش نکنند و با تکیه بر فرهنگ اصیل خود، مسیر پیشرفت را ترسیم نمایند.نویسنده: حجت الاسلام و المسلمین علی خیور رییس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان #استعمار_نرم #جنگ_هویتی #مهندسی_فرهنگ#حافظه_جمعی#الگوی_مقاومت_ایران #بازگشت_به_خویشتن #هویت_غیرقابل_فروش