توهم قدرت در برابر اراده واقعی؛
چرا ترامپ هوملندر کاخ سفید است؟
رئیسجمهور آمریکا خود را قهرمانی مقتدر و بینظیر میپندارد، اما آن سوی میدان، تصویری کاملاً متفاوت رقم خورده است؛ تصویری از یک روانپریشِ خودشیفته که میان رویاهای هالیوودی و واقعیتِ در حال فروپاشی سرگردان مانده است. او همچون «هوملندر» سریال The Boys، در کودکی در کوره آزمونهای روانی و فیزیکیِ نظام سلطه گداخته شده و اکنون به هیولایی بدل گشته که با فریادهای بلند و مشتهای گرهکرده میخواهد ترس را جایگزین منطق کند. اما در نقطه مقابل، رهبر فرزانه انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای، با حکمت، بینش و دین شناسی و پختگی شخصیت توام با درکی عمیق از واقعیت میدان و پشتیبانی اراده فولادین ملت، ایران را از باتلاق جنگ به قلههای پیروزی راهبردی رسانده است.
به گزارش روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان؛ در دهههای هفتاد و هشتاد، دونالد ترامپ را با عنوان «ترامپ دیوانه» میشناختند؛ تاجری خودنما که با ژستهای خشن و تهدیدهای اغراقآمیز، سعی میکرد ابهتی کاذب بسازد. اما آنچه در لایههای پنهان شخصیت او جریان دارد، چیزی جز تکرار الگوی «هوملندر» نیست؛ ابرقهرمانی که در نوزادی مایع وی به رگهایش تزریق شد، در کورههای آزمایشگاهیِ شرکت «وات» گداخته گشت و سپس به عنوان مخوفترین سلاح روانیِ نظام سرمایهداری رها گردید. ترامپ نیز همچون آن شخصیت کمیکاستریپی، در دیگ ذوب خشونت و تحقیر پرورش یافت؛ پدری بیرحم، مدرسهای نظامی و حرفهای که در آن هر روز باید برنده بودن را با فریاد اثبات میکردی، او را به همان هیولای خودشیفتهای بدل ساخته که امروز شاهدیم. او فاقد «همدلی» است، قدرت را فقط برای تحقیر دیگران میخواهد و در برابر هر انتقادی، واکنشی کور و خشمگین نشان میدهد. ماجرای پرونده اپستین و واکنش های عصبی او در مصاحبه با CBS و سایر خبرنگاران، تنها یکی از صدها نشانه این فروپاشی روانی است؛ مردی که از یادداشت یک مظنون به تیراندازی به شدت برآشفت، چرا که واژههای «پدوفیل» و «متجاوز» زخم کهنهای را در او تازه کرد که نمیتواند از آن بگریزد.اما ترامپ و مشاورانش یک اشتباه محاسباتی مرگبار مرتکب شدند: آنها تصور کردند که ایران نیز همچون بقیه افراد و کشورها در برابر «نمایش قدرت» به زانو درمیآید. آنها محاسبه کردند که با بمبافکنهای بی۵۲، ناوهای هواپیمابر و تهدید به «جهنمی به پا کردن»، میتوانند تیم مذاکرهکننده ایران را به لبه پرتگاه ببرند و امتیاز بگیرند. این همان ترفند همیشگیِ تاجر نیویورکی است که در کتاب «هنر معامله» نوشت: «ابتدا حداکثر خواستههایت را مطرح کن، حریف را بترسان، سپس عقبنشینی کن تا او احساس پیروزی کند.» اما در برابر ایران، این سناریو بارها و بارها شکست خورده است. در جنگ ۴۰ روزه اخیر، آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام کارتهای نظامی خود را رو کردند: ترور رهبر انقلاب و فرماندهان، بمباران زیرساختها و مدارس، محاصره دریایی و قس علی هذا.اما نه تنها ایران فرو نپاشید، بلکه با باز کردن جبهههای تازه در تنگه هرمز و بابالمندب و پیوند دادن امنیت خود با جبهه مقاومت، معادله را یکسره تغییر داد. اینجا بود که تفاوت میان «واقعیت» و «رویای هالیوودی» آشکار شد. ایران روی زمین بازی میکند؛ نه در استودیوی فیلمسازی و نه در صفحه توئیتر.کسی که این میدان را به درستی رمزگشایی کرد و تیم مذاکره و میدان را هماهنگ ساخت، رهبر فرزانه انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای بود. در حالی که ترامپ در باتلاق تناقضات خود دست و پا میزند – از یک سو خواستار مذاکره و از سوی دیگر نقض آتشبس در لبنان – رهبر ایران با بصیرتی مثالزدنی، سیاستی روشن و تغییرناپذیر را دنبال کرده است: «امنیت در منطقه یا برای همه، یا برای هیچکس». او با تحکیم «محور مقاومت» و اعلام اینکه «لبنان خط قرمز ایران است» و پاسخ به هر تعرضی به حزبالله، پاسخ مستقیم و بیپروای تهران را در پی خواهد داشت، عملاً بازی روانی دشمن را برهم زد. ترامپ که عادت داشت با «لفاظی جنگی» کشورها را به عقبنشینی وادارد، این بار با موجودی روبرو شد که نه از بمب میترسد و نه از تحریم؛ بلکه با خون شهدا و حضور میلیونی مردم در خیابان، سپری نفوذناپذیر ساخته است. نتیجه امروز روشن است: آمریکا در بنبست راهبردی گرفتار آمده، و ایران با دستی پر از کارتهای برنده – از کنترل تنگه هرمز تا تثبیت مقاومت لبنان به عنوان بخشی از امنیت ملی خود – از این نبرد خارج شده است. «دست برتر» از آن کسی است که واقعیت را میفهمد؛ نه کسی که در توهمات هالیوودی اسیر شده است.نویسنده :امین کریمیپور، رییس اداره مراسم و مدیر روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان#ترامپ # هوملندر#کاخ_سفید#بازی_روانی#ایران#رهبری#آیت_الله_خامنه ای#پیروزی_در_میدان_و_مذاکره#امین_کریمی_پور#شورای_هماهنگی_تبلیغات_اسلامی_سیستان_و_بلوچستان