یادداشت تحلیلی؛
از کلافگی ترامپ تا آمادگی همهجانبه ایران؛ معادلهای که دشمن درک نمیکند
در حالی که فرستاده ویژه ترامپ از «تعجب و سردرگمی» رئیسجمهور آمریکا در برابر عدم تسلیم ایران سخن میگوید، راهبرد دفاعی-تهاجمی جمهوری اسلامی با تکیه بر تجربه جنگ ۱۲ روزه، معادلات جدیدی را در منطقه تعریف کرده است. این یادداشت به تحلیل خطای محاسباتی واشنگتن و آمادگی همهجانبه ایران برای پاسخ به هر سناریویی میپردازد.
به گزارش روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان، روزهای اخیر شاهد اظهارات و تحلیلهای جالب توجهی از سوی رسانهها و مقامات غربی درباره ایران بودهایم. از یک سو، فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا از «تعجب و سردرگمی» ترامپ در برابر عدم تسلیم ایران سخن میگوید و از سوی دیگر، رسانههای صهیونیستی به خطای محاسباتی واشنگتن در درک ماهیت قدرت در تهران اذعان میکنند. این اعترافها، دریچهای تازه به فهم واقعیتهای موجود میگشاید.
خطای محاسباتی کهنه آمریکا
استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، در مصاحبهای تلویزیونی از کلافگی رئیسجمهور آمریکا سخن گفت؛ کلافگی از اینکه چرا ایران با وجود انباشت تجهیزات نظامی در منطقه و تشدید تحریمها، زیر بار فشارها کوتاه نمیآید. این سردرگمی، ریشه در یک تصور غلط دیرینه دارد: اینکه هر کشوری در برابر ترکیب تهدید نظامی و فشار اقتصادی، سرانجام تسلیم خواهد شد.
دولتمردان آمریکا با ذهنیت معاملهگرانهای که دارند، گمان میکنند همه چیز را میتوان با ترکیبی از ارعاب و تطمیع به دست آورد. اما آنان از یک واقعیت اساسی غفلت کردهاند: ساختار قدرت در ایران، هویت خود را با مفهوم «مقاومت» گره زده است. ملتی که در طول چهار دهه گذشته سختترین تحریمها و تهدیدها را پشت سر گذاشته و نه تنها تضعیف نشده، بلکه بر اقتدار خود افزوده است، به سادگی در برابر لفاظیها و تهدیدات عقبنشینی نخواهد کرد.
نشریه آتلانتیک نیز به تازگی در تحلیلی به همین نکته اشاره کرده بود: ترامپ نمیتواند درک کند چرا رهبر ایران در برابر فشارها کوتاه نمیآید، زیرا تصور میکند هر کسی نقطه شکستی دارد. این تحلیل نشان میدهد که «سرگیجه راهبردی» نه در تهران، که در واشنگتن شکل گرفته است.
دفاعیگری به معنای انفعال نیست
مقامات نظامی و دفاعی کشور در ماههای اخیر بارها بر یک نکته کلیدی تأکید کردهاند: راهبرد ایران دفاعی است و به دنبال جنگ نیست، اما این به معنای محدود شدن به تاکتیکهای دفاعی نخواهد بود. این گزاره راهبردی، ترجمه روشنی از ضربالمثل معروف فارسی «زدی ضربتی، ضربتی نوش کن» است.
تجربه جنگ ۱۲ روزه، بهترین گواه بر این مدعاست. دشمن اگرچه با غافلگیری توانست در نیمه نخست جنگ ضرباتی وارد کند، اما نیمه دوم جنگ بهوضوح متعلق به ایران بود. پاسخهای تهاجمی ایران روزبهروز کیفیتر و مرگبارتر میشد. جالب آنکه سه روز پس از آغاز جنگ، فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی در جلسهای محرمانه به نخستوزیر پیشنهاد دادند شعله درگیری را پایین بکشد. پیشنهادی که ابتدا رد شد، اما روند رو به رشد ضربات ایران، نهایتاً دشمن را به نقطه آتشبس کشاند.
معادله جدید؛ متفاوت از گذشته
امروز شرایط با جنگ ۱۲ روزه تفاوتهای اساسی دارد:
نخست، عنصر غافلگیری که در آن جنگ علیه ایران کارساز شد، اکنون منتفی است. اگر در آن معرکه بین هجوم دشمن و پاسخ ایران ۱۲ ساعت فاصله افتاد، در معرکه احتمالی آینده، این فاصله به ۱۲ دقیقه و حتی کمتر کاهش خواهد یافت.
دوم، توان تهاجمی بهکارگرفته شده در جنگ ۱۲ روزه تنها کسری از توان نیروهای مسلح کشور بود. در آن نبرد، فقط نیروهای هوافضا، هوایی و پدافند هوایی در خط مقدم درگیری بودند. در سناریوی جدید، همه نیروهای نظامی و امنیتی با برنامههای تهاجمی هماهنگ وارد میدان خواهند شد.
سوم، بانک اهداف دشمن تغییر کرده است. در جنگ ۱۲ روزه، اهداف اصلی در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ کیلومتری قرار داشتند، اما امروز اهداف ارزشمندی در فواصل بسیار نزدیکتر در دسترس هستند که کمیت و کیفیت پاسخهای ایران را دگرگون خواهد کرد.
چهارم، بسترهای جدیدی برای تهاجم فعال خواهد شد که تاکنون در حالت خاموش و خفته بودند. این بسترها محدود به آسمان نخواهند بود و ابعاد تازهای به معادله میبخشند.
امنیت برای همه یا هیچکس
جمهوری اسلامی همواره بر نظریه «امنیت برآمده از بلوک بومی منطقه برای همه» تأکید داشته است. به عبارت روشنتر، امنیت در منطقه یا برای همه محقق میشود یا برای هیچکس. اگر قرار باشد امنیت ملی ایران نقض شود، این گزاره دیگر اعتبار خود را از دست میدهد و هر جا که منافع دشمن اعم از نظامی، سیاسی یا اقتصادی حضور داشته باشد، هدف مشروعی برای پاسخ خواهد بود.
جبهههای متعدد در انتظار متجاوز
دشمن با تمام توان به میدان آمده است؛ از گسیل تجهیزات نظامی گرفته تا تهدیدات سیاسی و گستردهترین عملیات روانی و رسانهای. هدف یکسان است: دیکته کردن سیاستهای استکباری و وادار کردن ایران به تسلیم. همان خوابی که ترامپ در میانه جنگ ۱۲ روزه با تابلوی «تسلیم بیقید و شرط» میدید، اما با ایستادگی نیروهای مسلح و مقاومت ملی ایرانیان نقش بر آب شد.
جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده که به دنبال جنگ نیست، اما اگر دشمن بخواهد بار دیگر این گزینه را عملیاتی کند، ایران از جنگ فرار نخواهد کرد. تفاوت ماجرا در این است که این بار، جنگی منطقهای در انتظار متجاوزان و حامیان و میزبانان آنها خواهد بود.
در جنگ ۱۲ روزه، حامیان ایران وارد میدان نشدند و جمهوری اسلامی به تنهایی علیه متجاوزان ایستاد. اما در جنگ احتمالی آینده، این معادله تغییر خواهد کرد و دشمن با جبهههای متنوعی در عرصههای مختلف نبرد روبرو خواهد شد.
پیام ماه رمضان؛ ایستادگی تا دورترین کرانهها
ماه مبارک رمضان، ماه مولای متقیان حضرت علی(ع) است؛ همان فرماندهای که به یارانش فرمود: «اگر کوهها متزلزل شوند، تو پایدار بمان. دندانها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار و پاها را چونان میخ در زمین استوار کن و تا دورترین کرانههای میدان نبرد را زیر نظر گیر و صحنههای وحشتخیز را نادیده بگیر و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.»
این رهنمودها، همان آموزههایی است که روحیه سربازان لشکر ذوالفقار ایران را ساخته است. تعجبی ندارد اگر دشمنان از فهم این حقیقت عاجز باشند و نتوانند درک کنند که چرا ایرانیان در برابر تهدیدها و فشارها ایستادگی میکنند.
نتیجهگیری
ترامپ اگر گمان میکند میتواند با حملهای محدود، ایران را به میز مذاکره بکشاند و نسبت به خطوط قرمز خود عقبنشینی کند، دچار خطای محاسباتی عمیقی شده است. چنین خطایی، صورتحساب سنگینی بر جای خواهد گذاشت. در چنین معرکهای، ایران حساب رژیم صهیونی و آمریکا را جدا از هم نمیبیند و این رژیم، سختتر و سنگینتر از تجربه پیشین، طعم سیلی سخت ایران را خواهد چشید.
دوران «بزن در رو» به سر آمده است. امروز، پاسخ ایران به هر تعرضی، متناسب، قاطع و در سطحی فراتر از تصور دشمن خواهد بود. و این، همان حقیقتی است که دشمنان دیر یا زود ناگزیر به پذیرش آن خواهند بود.
نویسنده:
حجت اسلام و المسلمین امین کریمیپور، مدیر روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان
اتمام یادداشت/
#راهبرد_دفاعی_تهاجمی #جنگ_۱۲_روزه #خطای_محاسباتی_آمریکا #اقتدار_ملی #مقاومت_اسلامی #ترامپ_کلافه #نیروهای_مسلح_ایران