از نرمش قهرمانانه تا تهاجم پیروزمندانه؛
اسلامآباد، نقطه عطف عزت ملی ایران اسلامی؛ روایتی از تحقق «تهاجم قهرمانانه» در دیپلماسی عزتمندانه
تفاهم اسلامآباد، حاصل نگاه متفاوت رهبر معظم انقلاب به مذاکره با آمریکاست؛ نگاهی که بر پایه اصول اسلامی و قواعد فقهی خصوصاً قاعده فقهی «نفی سبیل» استوار و بر بهرهبرداری حداکثری از فرصتهای جنگ تأکید دارد. این تفاهم، برای نخستین بار در ۴۷ سال گذشته، تعهد به حاکمیت ایران را از آمریکا دریافت کرده، موضوعات موشکی و منطقهای را از میز مذاکره حذف نموده و با تقسیم تعهدات به دو بخش «نقد و نسیه»، تضمین کرده است که امتیازات کلیدی پیش از هرگونه عقبنشینی دریافت شوند. این یادداشت به تبیین ابعاد فقهی-سیاسی این تفاهم و نقش سومین رهبری انقلاب اسلامی در تبدیل «نرمش قهرمانانه» در دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به «تهاجم قهرمانانه» میپردازد و افق پیشروی ایران را در نظم نوین جهانی به عنوان یک ابر قدرت نوظهور در عصر جدید ترسیم میکند.
به گزارش روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان؛ در روزهای پایانی جنگ تحمیلی سوم، آنگاه که میدان و دیپلماسی در هم تنیده شده و معادلات جهانی دستخوش دگرگونیهای بیسابقهای گردیده، نگاه ژرفاندیشانه سومین رهبر معظم انقلاب اسلامی به مذاکره، مرزهای مرسوم دیپلماسی را درنوردیده و نظمی نوین در عرصه تعاملات بینالمللی ترسیم کرده است. آنچه در تفاهم اسلامآباد رقم خورد، نه یک توافق عادی که تجلی رویکردی نوین در هندسه قدرت ایران بود؛ رویکردی که با تکیه بر قاعده فقهی نفی سبیل، از «نرمش قهرمانانه» فراتر رفته و به «تهاجم قهرمانانه» دست یافته است.
بازتعریف مذاکره در ترازوی نفی سلطه رهبر معظم انقلاب، با نگاهی فراتر از چارچوبهای رایج دیپلماتیک، مذاکره را نه عرصه عقبنشینی، که بستری برای «بازپسگیری عزت ازدسترفته» تعریف میکنند. در این هندسه فکری که ریشه در قاعده قرآنی «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» دارد، هر توافقی که به سلطه بیگانه بر مسلمانان بینجامد، حرام و باطل است و هر تفاهمی که این سلطه را نفی کند، نه تنها مشروع، که واجد قداستی الهی میگردد. تفاهم اسلامآباد دقیقاً در این مسیر گام نهاده؛ توافقی که نه با زبان التماس، که با منطق قدرت و با بهرهگیری از اهرمهای میدانی، آمریکا را برای نخستین بار در نیمقرن اخیر به تعهدی صریح در قبال حاکمیت جمهوری اسلامی واداشته است. این همان «تهاجم قهرمانانه»ای است که رهبری از آن رونمایی کردند؛ تهاجمی که با آن، خطقرمزهای دشمن یکی پس از دیگری جابهجا شده و ایران به تعیینکننده اصلی معادلات منطقه و حتی جهان تبدیل گردیده است.
از مدارا تا پیشروی؛ عبور از نرمش به سوی فتح میدان در شرایطی که برخی اعضای شورای عالی امنیت ملی بر ضرورت انعطافهای تاکتیکی پای میفشردند، رهبری با درکی عمیقتر از ماهیت استکبار، مسیری دیگر گشودند. ایشان با استناد به اصول اسلامی و انقلابی، به تمامی ارکان نظام تفهیم کردند که هرگونه کوتاهآمدن در برابر زورگویی، نه تنها آرامش را به ارمغان نمیآورد، که اشتهای دشمن را برای زیادهخواهیهای جدید برمیانگیزد. تفاهم اسلامآباد هر چند کاملا مطابق منویات ایشان نبود با این وجود، ثمره همین نگاه تحولآفرین است؛ جایی که ایران ضمن حفظ تمامی کارتهای برنده خود (از جمله تسلط بر تنگه هرمز و توان موشکی بازدارنده)، نه تنها عقبنشینی نکرده، که پیشرویی بیسابقه را در عرصه دیپلماسی تجربه نموده است. بندهایی چون تعیینکنندگی ایران در خدمات دریایی، حذف موضوعات موشکی از میز مذاکره و دریافت تعهد به حاکمیت، همگی نشان از تحقق عینی همان «تهاجم»ی دارند که رهبری، آن را رمز بقا و عزت در برخورد با قلدری جهانی میدانستند.
آقای کریمی پور, [6/20/2026 9:34 AM] دستاوردهای یک تفاهم؛ از رفع محاصره تا تثبیت هژمونی منطقهای مرور بندهای تفاهمنامه اسلامآباد، نشاندهنده عمق تحولی است که با نگاه فقهی رهبری به وقوع پیوسته است. رفع کامل تحریمها، آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده، فروش آزادانه نفت و پتروشیمی (با درآمدی بیش از ۵ میلیارد دلار ماهانه)، تأمین ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی اقتصادی، تعیینکنندگی ایران در تنگه هرمز و مهمتر از همه، تعهد آمریکا به حاکمیت جمهوری اسلامی، دستاوردهایی هستند که هیچیک از ۴۷ سال گذشته، حتی در خوشبینانهترین سناریوها نیز قابل تصور نبودند. اما فراتر از این امتیازات ملموس، آنچه تفاهم اسلامآباد را به نقطه عطفی تاریخی تبدیل میکند، «تغییر پارادایم» در مناسبات ایران و آمریکاست. برای نخستین بار، این ایران است که چهارچوب مذاکرات را تعیین میکند و با تقسیم تعهدات به دو بخش «نقد و نسیه»، تضمین میکند که امتیازات کلیدی پیش از هرگونه عقبنشینی، دریافت شده و اختیار عمل در مراحل بعدی، همچنان در دست تهران باقی بماند.
پاراگراف چهارم – چشمانداز پیشرو؛ از تفاهم تا تمدنسازی نوین تفاهم اسلامآباد، اگرچه دستاوردی بزرگ و تاریخی است، اما نباید آن را پایان راه پنداشت. از نگاه رهبری، این تفاهم، شروعی است برای فتح قلههای بلندتر؛ قلههایی که در آن، ایران نه تنها از سلطه بیگانگان رهایی یافته، که خود به معمار نظم نوین منطقهای و جهانی تبدیل میشود. قاعده نفی سبیل، در این چشمانداز، تنها یک اصل فقهی برای نفی سلطه نیست، بلکه راهبردی برای «تمدنسازی» است؛ تمدنی که در آن، استقلال، عزت و پیشرفت، درهم تنیده و بر پایه ارزشهای الهی استوار شدهاند. اینک وظیفه همه ارکان نظام، از مردم، مجلس و دولت تا نیروهای مسلح و فعالان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن است که با درک صحیح از این نگاه تحولآفرین، بسترهای اجرایی این تفاهم را چنان فراهم آورند که ثمرات آن، نه در کوتاهمدت، که در افق تمدنی انقلاب اسلامی، به بار نشیند. همانگونه که امام شهید انقلاب بارها بر آن تأکید فرمودهاند، «قوی شدن» رمز عبور از همه تنگناهاست.
نویسنده : حجت الاسلام و المسلمین امین کریمیپور،رییس اداره مراسم و مدیر روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستانهشتگ :
#تفاهم_اسلامآباد #نفی_سلطه #تهاجم_قهرمانانه #نگاه_فقهی_رهبری #ایران_قوی #تمدن_نوین_اسلامی #امین_کریمی_پور #شورای_هماهنگی_تبلیغات_اسلامی_سیستان_و_بلوچستان